در رثای دکتر امیر ناصر کاتوزیان

  • ۰

در رثای دکتر امیر ناصر کاتوزیان

Category : اشعار

از ملک هنــر مــردم دانـا همـه رفتنـد
خوبــان خردمنــد دل آرا همه رفتنــد

یک مرد جهانی، ز جهان رفت به ظاهـر
انگــار ولـی مــردم دنیـا همه رفتنــد

در میکده دیگر نه شراب است و نه رقصی
گـویی ز جهان مردم شیدا همه رفتنــد

دانشکده عشق و عدالت شـده بی نـور
خورشیــدوشان شب یلـدا همه رفتنــد

با عالِمی از عالم بالا چه تــوان گفت؟
چون نــورسرشتــان مسیحا همه رفتند!

اخــراج ز دانشکده کردند چو استــاد!
علم و ادب و سیــرت زیبا همه رفتنــد

افسانه ســرایان همه لالنـد مگر، هـان!
گویـا ز جهـان مـردم گویا همه رفتنــد

فرهاد چو سر زد ز سراپــردۀ شیــرین
مجنون صفت از کوچۀ لیلا همه رفتنــد

چون غم بنهادنـد به جــان دل «راضی»
مرغان غزل خوان خوش آوا همه رفتنـد

در حسرت آن مرد رها گشته ز گلخـن
چو سیل غم از دیده ی دریا همه رفتنـد

شهریور 1393


Leave a Reply

کجای سایت هستم:

جستجو:

دسته ها:

یک بیت شعر

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد
«حافظ»

صفحات با بیشترین بازدید: